محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

337

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

را به استفاده درست از آنها مكلف ساخته است و هرگاه چيزى از داراييهايش را از ما برگيرد ، در واقع تكليف را از ما ساقط كرده است . » « 1 » در يك سخن : « خدا هيچ كس را جز [ به قدر ] آنچه به او داده است تكليف نمىكند . » « 2 » ( لطف به خبرا ) ضمير « به » به « ما » در « لا يخفى عليه ما العباد مقترفون » باز مىگردد . امام عليه السّلام در اين بند به آيه زير اشاره دارد : « چشمها او را درنمىيابند و اوست كه ديدگان را درمىيابد و او لطيف آگاه است . » « 3 » ( و احاط به علما ) اين بند عطف تفسير بر سخنان پيشين است . ( و ضمائركم عيونه ) دل‌هاى گنه‌كاران همانند اعضاى بدنشان بر زشتى كارهايشان گواهى مىدهند . ( و خلواتكم عيانه ) هر رازى براى خداوند آشكار است و هر پنهانى براى خداوند روشن است .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : حكمت 404 . ( 2 ) . لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها طلاق / 65 : 7 . ( 3 ) . لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ انعام / 6 : 103 .